به کجا چنین شتابان، سحرای نسیم جاری
گذری به باغ ما کن که دم مسیح داری
به کدام امید?اری در د?ستان بک?بم
غم خ?یش با ت? گ?یم که طبیب غمگساری
به خدا اگر بیایی اثر از خزان نماند
ت? نهایت امیدی ت? بدایت بهاری
چه ش?د که گاهگاهی نظری کنی به حالم
که به جان بی قراران همه راحتی، قراری
دل دردمند دانش نظر از ت? بر نگیرد
که میان د?ستانش ت? یگانه د?ستداری